در برهوت بی کسی تنها تو همزاد منی / ای نازتر از خواب شبم ، همواره در یاد منی
نتوان ترک تو ای قبله دلها کردن / که محال است دگر مثل تو پیدا کردن
به کوتاهی لحظات با هم بودن منگر،به وسعت لحظاتی نگاه کن که به یادت هستم..
يه بار ديگه بگو آره ، نگو سخته چه دشواره ، به پاي قلب سرد تو ، شدم مجنون و آواره
تو نباشی لحظه ها بیهوده است/در پس لبخندهایم گریه است/تو نباشی غم اسیرم میکند/دوریت هر لحظه پیرم میکند.
اسمت را نوشتم روي سيگار تا بسوزه ، که وقتي سيگار تموم شد فراموشت کنم . ولي نمي دونستم که هر پک که به سيگار ميزنم اسمت ميره تو نفسم
باران حضورت كه ببارد،تنهايى ام خشكسالى اش راتعطيل ميكند،
به حرمت حضورتو...

دلم هميشه براى نگاهت تنگ است...
اگرنگاهت فرصتى دادبه يادم باش...
اگه كسي دوستت داره علتش محبت نيست.توشايسته دوست داشتن هستي.
تورابه رخ تمام شقايق ها ميكشم و ميگويم:
تاگل من هست زندگى بايدكرد...!
من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی / ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی
به روزها دل مبند ، روزها به فصل که میرسند رنگ عوض میکنند
با شب بمان ، شب گرچه تاریک است ، لیکن همیشه یک رنگ است . . .
این موهبت الهی ست صبح چشم بگشایی و یادت بیاید دوستی داری آبی تر از آسمان ، زلالتر از شبنم و روشنتر از صبح
به من قول بده در تمامی سال هایی که باقی مانده تا ابد مواظب خودت باشی…
دیگر نیستم که یادآوریت کنم !
گروه خونی ام “تو”ی مثبت است !